سفر آموزشی دوزیستان
بعد از برگزاری دو جلسه کلاس آموزشی دوزیستان توسط آقای باربد صفایی بنا شد که برای تکمیل شدن دورة آموزشی، سفر آموزشی با موضوع دوزیستان برگزار شود.
بعد از بررسی زیستگاههای مختلفی که متناسب با فصل امکان سفر به آنها وجود داشت، دریاچه یسان انتخاب شد که با یک تیر دو نشان زده باشیم، هم دوزیستان را ببینیم و هم مسیر روستای داماش را تجربه کرده باشیم، چرا که روستای داماش و دریاچه یسان هرساله همزمان با گلدهی سوسن چلچراغ در خرداد و تیرماه میزبان ما و مسافرامون هست.
همسفران:
گلناز آتابایی، سیاوش امیراحمدیان، محمدپاکروش، پویا دارابی، هومن شاهواری، شبنم قدیرنژاد، مژگان قنبرزاده، میلاد محسنی، سپهر هاشمزاده و آرش هنرور.
دریاچه یسان
دریاچه یسان یا ویستان در موقعیت جغرافیایی n364518 e494518 در استان گیلان واقع است. شهر کوهپایهای برهسر در بخش خورگام و در 40 کیلومتری شهرستان رودبار واقع است. دریاچه ویستان فاقد رود دائمی است و از سرازیر شدن آبهای سطحی و چشمههای زیرزمینی ایجاد شده است. پوشش گیاهی منطقه شامل بید، بلوط، راش، زالزالک و گیاهانی چون گل گاوزبان، لاله کوهی، شیرین بیان و... است، اما در حاشیه دریاچه گیاه غالب نی به وفور قابل مشاهده است. این منطقه کوهستانی بوده و دریاچه در دره قرار گرفته است. امکان ماهیگیری در دریاچه وجود دارد، اما ماهیان زینتی قرمز بیش از سایر ماهیان خودنمایی میکنند. اطراف این دریاچه فاقد هرگونه امکانات رفاهی است و منطقه از امنیت خوبی برخوردار است. وسعت دریاچه در حدود 4 هکتار است و طولی در حدود 230 متر و عرضی در حدود 100 متر دارد.

برای سفر از تهران به این منطقه میتوانید از بزرگراه قزوین ـ رشت تا لوشان حرکت کنید و از آنجا با تغییر مسیر به سمت داماش بروید. از داماش تا برهسر کمتر از ۸ کیلومتر فاصله است. اگر از این مسیر استفاده کنید دقیقاً در ابتدای برهسر و قبل از ورود به شهر جادهای در سمت چپ وجود دارد که با 2 کیلومتر مسافت شما را به دریاچه میرساند. این مسیر دارای شیبهای تند و سنگلاخی است و ترجیحاً خودروهای دو دیفرانسیل پیشنهاد میگردد.

چنانچه از سمت رشت قصد سفر به این دریاچه زیبا رو دارید باید از رستمآباد مسیر خود را تغییر داده و به سمت توتکابن و از آنجا به سمت برهسر و داماش بروید. در این مسیر میتوانید از مناظر بسیار زیبایی استفاده کنید، همچنین نمای جنوبی قله درفک از این مسیر قابل مشاهده است.

سوسن چلچراغ
سوسن چلچراغ با نام علمی lilium ledebourii یکی از گونههای تیرة سوسن است. سوسن چلچراغ تنها در روستای داماش، بخش عمارلو از توابع شهرستان رودبار در ایران یافت میشود و برای مدت کوتاهی، در حدود دو ماه ـ خرداد و تیر ـ گل دارد و در خارج از ایران نیز تنها در شهرستان لنکران در جمهوری آذربایجان کشف شده است. ارتفاع سوسن چلچراغ بین ۵۰ تا ۱۵۰سانتیمتر است. تنها گونة ایرانی جنس سوسن است که از لحاظ زیبایی همردیف اکثر گونههای شناخته شده و پرورش یافتة این جنس است. نمونههایی از آن که بیشتر از ۱۵ گل دارند نیز دیده شده است، اما معمولاً دارای ۴ تا ۱۰ گل است و قطعات گلپوش آن در حدود ۷ سانتیمتر طول دارند.

دریاچه خولشکوه
دریاچه خولشکوه در موقعیت جغرافیایی n364544 e495346 در استان گیلان واقع است. ارتفاع دریاچه از سطح دریا در حدود 2002 متر، طول آن در حدود 260 متر و عرض آن 230 متر است. این دریاچه در قسمت شمال شرقی روستای خرمکوه و روستای کلیشم قرار دارد. روستای خرمکوه در بخش عمارلو شهرستان رودبار قرار دارد. زمینها و علفزارهای این ناحیه از زمانهای گذشته متعلق به اهالی روستای خرمکوه و روستای کلیشم بوده است. در این ناحیه استخر(سَل) طبیعی و چشمه قلقله وجود دارد. آب چشمهها و رودها از این ناحیه به طرف روستای خرمکوه سرازیر میشود. مسیر دسترسی به خولشکوه از جاده جیرنده، خرمکوه، خلشکوه قابل انجام است.
دهستان کلیشم در شمال ایران، استان گیلان، شهرستان رودبار، بخش عمارلو واقع شده است و منطقهای کوهستانی است. این منطقه در واقع ییلاق روستاییان اهالی روستای کلیشم و خرمکوه شمرده میشود. گراز، موش خرما، سنجاب و روباه از حیات وحش غالب منطقه شمرده میشوند. از پرندگان میتوان به کبک، تیهو، بلدرچین و شانهبهسر اشاره کرد. پوشش گیاهی منطقه بابونه، مهر سلیمان (شقاقل)، گل چای، گل گاوزبان است و صدها گونه گیاهی دیگر در این منطقه به وفور یافت میشوند.

شرح سفر
صبح روز جمعه ساعت 5:00 صبح با هیوندای آقای رجبی از تهران به سمت خولشکوه راه افتادیم. تا حدود ساعت 9:00 همه خواب بودن. بعد از خوردن صبحانه داخل ماشین و شنیدن صحبتهای پویا و باربد معارفه افراد آغاز شد. قبل سفر پویا از بچهها خواسته بود که هر شخصی یک گونه دوزیست را انتخاب کند و در معارفه در مورد گونهاش برای بقیه صحبت کند.
بعد از جلسه معرفی دوزیستان و بعد از شنیدن صحبتهای تکمیلی باربد صفایی در رابطه با دوزیستان و دیدن چند کلیپ در موردشان، به علت خرابی ماشین، در یک تعمیرگاه محلی ایستادیم. نوشته روی دیوار تعمیرگاه توجهمون را جلب کرد برای عکاسی ازش پیاده شدیم و در پی اون یک عقاب طلایی را در حال پرواز بر فراز دره مقابل تعمیرگاه دیدیم.

تو ماشین تا رسیدن به منطقه در مورد «ورود گردگشران و طبیعتگردان به محیطهای طبیعی و تأثیر آنها بر موجودات منطقه» بحث کردیم که در ادامه هم بحثمون کشید به نوع اطلاعرسانی به مسافران در مورد مناطق و موجودات ساکن در آنها و به طور کلی نحوه برخورد با مسافران که چگونه آنها را به موضوعات علاقهمند کنیم با گفتن نکات کوچک و تکراری. بحث جالبی بود و نظرات هم شنیدنی.
در ادامه مسیر کمکراننده وسط جاده یه لاشه دید که برای بررسی بیشتر دور زدیم و برگشتیم، خرگوش غربی که ماشین بهش زده بود و بیشتر از یک روز از مردنش میگذشت البته باعث توجه بیشتر دوستان به جاده و چشم گرداندن برای دیدن گونههای منطقه شد، که در نتیجه کمی جلوتر صدای شبنم را شنیدیم که میگفت آگاما آگاما، البته چون سر پیچ بودیم و سرعتمون هم کم نبود نشد که ماشین توقف کند.

چند کیلومتر جلوتر تو حاشیه جاده یک آگامای قفقازی نشسته بر سنگ دیدیم که برای گرفتنش به خرابه کنار جاده رفتیم ولی دوست خزندهمون از ما زرنگتر بود بین آجرها قایم شده بود یا شاید یک جورایی هم شاید بیجاره آچمز شده بود و از بین سنگها نمیتونست بیاد بیرون. در همون حال ازش عکس گرفتیم و بعد از نوشجان کردن چندتایی میوه نسترن به سمت ماشین برگشتیم.
سر یکی از پیچها باز هم شبنم یک مار رو زمین دید که این دفعه ماشین با فاصله از پیچ توقف کرد، دیدیم بله لاشه یه لوسمار است، پویا لاشه را به توصیه استاد برداشت تا خاکش کنه و بتونه اسکلت و جمجهاش را برداره.
چندقدمی جلوتر، نزدیک ماشین، یه آگامای قفقازی دیگه بین درختچههای کنار جاده بود که با محاصره کردن درختچه و تلاش دستهجمعی گرفتیمش، و چون فرار میکرد دستهای آرش و سپهر به نوبت نقش آتلیه را براش بازی کردن تا عکاسهای گروه بتونن ازش عکاسی کنند.
با توجه به کمبود زمان و اینکه احتمال میدادیم آبگیرهای هدفمون در منطقه خولشکوه خشک شده باشند و تا اونجا بریم و نتونیم سمندر تاجدار جنوبی را ببینیم به سمت دریاچه یسان تغییر مسیر دادیم.
تو مسیر یسان از کنار کبابیهایی گذشتیم که سر ظهر همه را با بوشون هوایی کرده بودند و در نهایت تمام تلاشمون برای خوردن کباب منجر به این شد که موقع برگشت از همین مسیر برگردیم تا بتونیم یک توقف کوتاه و مفید داشته باشیم.
بعد از رسیدن به دریاچه یسان وسایلمون را برداشتیم و همون اول، قورباغههای مردابی با شیرجههاشون از ساحل دریاچه به آب و سارگپه بالای سرمون با پروازش از لیدرهای گرسنه استقبال مقبولی کردند. تا بریم و یکجا برای اتراق پیدا کنیم باربد صفایی و آرش و مژگان به دنبال دیدن سایهای توی آب که حدس میزدند سمندر تاجدار جنوبی تور انداختن و تونستن دو تا لارو قورباغه مردابی بیارن تا بعد از صرف ناهار به عنوان اولین گونه رسمی دوزیست سفر تو رودخانه حاشیه جنگل ازشون عکاسی کنیم.
بعد از ناهار در قالب چند گروه تو حاشیه رودخانه داخل جنگل به دنبال قورباغهها و لاسرتاها جلو رفتیم تا صدای میلاد و پشت سرش سپهر شنیده شد که قورباغه جنگلی دیده بودن. به سپهر که رسیدیم یک بچه قورباغه جنگلی تو دستش بود و پشت سرش هم باربد صفایی و میلاد با یک قورباغه بالغ هیرکانی سر رسیدند با شاخ و برگ رو سنگها یه آتلیه طبیعی ساخته شد تا دوستای عکاس بتونن نقشهای زیبای حیات را به تصویر بکشن.
دوباره به امید دیدن قورباغه درختی خاوری راه افتادیم تو جنگل این بار توجهمون را به زیر برگها و تنه درختها گذاشتیم، اما متأسفانه نتونستیم ببینیمش و با چندتا تصویر از تارهای در هم تنیده عنکبوتها به سمت منطقة بدون درختی که معمولاً برای اتراق تورهای دالاهو ازش استفاده میشه حرکت کردیم. بین سنگها و درختچهها به دنبال لاسرتا بودیم. اولین لاسرتایی که موفق به دیدن و لمس کردنش شدیم یه بچه لاسرتای سبز خزری بود با رنگی کاملاً متفاوت با پدر مادرش. هرجا که بین بوتهها صدایی شنیده میشد دورتادور بوته را میگرفتیم و باربد از یه طرف با انبر مارگیر سعی میکرد خزنده پنهان از دست ما را بیرون بیاره تا بتونیم با دقت بیشتری ببینیمش ولی خب از اونجایی که اونجا زیستگاه خزندهها بود و ما مهمان خیلی هم خوششانس نبودیم و در سه مورد کمین نتونستیم لاسرتاهای بالغ را ببینیم.
این بار کنار دریاچه جستجو را برای پیدا کردن مارهای آبی و دقیقتر دیدن مورفهای قورباغه مردابی ادامه دادیم من و شبنم تونستیم یه بچه مار ابی را ببینیم که بیشترین دلیل توجه من بهش این بود که حدس زدم مرده، با احتیاط با چوب از آب بیرون آوردیمش، بچهها را صدا کردیم و استاد که سررسید گفت: که احتمالاً داره از خودش رفتار مرگ نشون میده!! آخرش هم معلوم نشد که واقعاً مرده بود، خودش را زده بود به مردن، یا در اثر بیرون از آب موندن توسط اینجانب بیرون آب مرد، یا وقتی در نهایت تو آب رها شد زنده بود و ما رو گذاشته بود سر کار!!!
در ادامه گشت به دور دریاچه سوژه بعدی عکاسی پوستهای انداخته شده سنجاقکها بین نیها بودند. اما بعد یک اتفاق عجیب و غیرمنتظره افتاد، یک مار بالغ آبی را تو حاشیه متراکم جنگلی دریاچه دیدیم که شبنم گرفتش، منتها ظاهراً بد موقعی اینکار را انجام داد چون دهن مار باز شد و یه جسم سیاه را بالا آورد. شبنم مار را انداخت و به دنبالش همه خودمون را کشیدیم عقب از بوی تعفن و خنده و تعجب. تو همین کش و واکش باربد صفایی متوجه خوراک مار رو زمین شد و دیدیم که بله جناب مار یک سمندر تاجدار جنوبی را بالا آورده که حالا نیمهجون به پشت رو زمین بود و میشد زیر تنه نارنجیرنگش را دید.
با بررسی بیشتر دیدیم که سمندرمون زندهتر از اونی که از دهن یک مار بیرون آمده باشه. بردیمش کنار دریاچه تو آب که بتونیم بهتر ببینیمش و تمیز شده باشه برای عکاسی و تویه آتلیه آبی بشه ازش عکاسی کرد.
بنده خدا سمندره بدون دم تمام تلاشش را برای حرکت تو آب میکرد تا بلکه بتونه از آب بیرون بیاد و ما هم اصلاً اولش حواسمون نبود که سمندر بالغ مدت زیادی نمیتونه تو آب دوام بیاره، با اشاره پویا و باربد به این نکته از آب بیرون آوردیمش و کم کم به سمت دیگه دریاچه حرکت کردیم. شاید این بار شانس بیاریم و حالا که شاهد حضور سمندر تاجدار جنوبی تو منطقه از حلقوم مار بیرونزده بودیم بتونیم نمونه زندهاش را بینیم. کنار دیگه دریاچه حرکتهایی تو آب دیده میشد که بیشباهت به شنای سمندر تاجدار جنوبی نبود، چکمههای انبار شده تو ماشین را آوردیم و زدیم به آب البته چیزی نصیبمون نشد ولی اون حس خوب به دنبال گونه گشتن واقعاً لذتبخش بود و البته دیدن آرش که بیتوجه به ارتفاع آب دریاچه آب از بالای چکمهها خیسش کرد.
حدود ساعت 17 باروبندیلمون را جمع کردیم و با چندتا عکس دستهجمعی برگشتیم سمت کبابیهای بین راه که عصرونه چنجه و جیگر بخوریم، در دو گروه 7 نفره که به علت گرسنگی مفرت جمع عکسی ازش موجود نیست عصرونه را خوردیم و با راضیترین چهرههای ممکن به سمت تهران حرکت کردیم.
تو جاده نزدیک منجیل قسمتی از جنگلهای بالادست داشت میسوخت. ما هم مثل دو تا ماشین سواری دیگه زدیم کنار در حال بحث بر سر اینکه از جاده رد بشویم آتش را خاموش کنیم بودیم که بالاخره ماشین آتشنشانی سر رسید.
در رودبار ایستادیم تا هر کی میخواد زیتون بخره، ببخشید زیتون تست کنه. در آخر از عوارضی قزوین تا خود تهران تو یک ترافیک وحشتناک گیر افتادیم و در نهایت ساعت 2 رسیدیم تهران.
معرفی گونههای مشاهده شده در سفر
نام فارسی: خرگوش غربی
نام انگلیسی: european hare
نام علمی: lepus europaeus
گوشها بلند شبیه گوش الاغ با چشمهایی درشت و دمی کوتاه. دارای پاهایی بلند و رنگ پشت خاکستری و زیر بدن سفید میباشد. طول بدن از 40 تا 65 سانتیمتر و گوش ها از 8 تا 14 سانتیمتر میباشد.
از خرگوش اهلی بزرگتر است. شبیه به گوشهای الاغ با انتهایی گرد و نوک سیاه دارد که این سیاهی یکی از وجوه تمایز آن با خرگوش اهلی است. دستها دارای 5 انگشت و پاها دارای 4 انگشت میباشد که دارای ناخنهایی بلند و محکمی میباشد. کف دست و پا از موهای زبر و برسمانندی پوشیده شده که باعث چسبیدن و جلوگیری از اصطکاک آنها میشود. در اکثر زیستگاهها اعم از جنگلی کوهستانی بیابانی استپی باغات و مزارع کشاورزی دیده میشود.

پراکنش در ایران : مناطق غربی ایران از جنوب غربی دریای مازندران، آذربایجان، کردستان و خوزستان
عادات و رفتار : عموماً شبگرد است و در اوایل غروب از پناهگاه خارج میشود. گاهاً در طول روز هم دیده میشود. به صورت انفرادی زندگی میکند و در قلمرو خود چند استراحتگاه دارند که از آنها بر حسب موقعیتهای مختلف استفاده میکنند. در موقع انتخاب استراحتگاه جهت باد را در نظر میگیرند و هیچ وقت به صورت مستقیم به استراحتگاه برنمیگردند، بلکه برای گمراه کردن حیواناتی که رد آنها را تعقیب میکنند چندین بار مسیر خود را عوض میکنند. خرگوشها با حس شنوایی بسیار قوی خود انواع صداها را تشخیص میدهند. این گونه خرگوش توانایی جهش در 7 متر طول و 3 متر ارتفاع را دارد. چنانچه دشمن فاصلهاش از 3 متر کمتر شود با یک جهش بلند شروع به فرار میکند.
تغذیه : از قسمتهای مختلف گیاهان مثل ریشه، پوست، جوانه و میوه تغذیه میکنند.
تولید مثل : در تمامی فصول سال جفتگیری میکنند. معمولاً دوبار یا بیشتر در سال میزایند. در موقع جفتگیری بین نرها نزاع شدیدی در میگیرد که شامل ضربهزدن با دست و و لگدزدن با پاهاست. دوره آبستنی 42 روز است و معمولاً دو تا چهار بچه مودار با چشم باز میزاید که بچهها تا 3 هفته وابسته به مادرند و در یک سالگی قادر به تولید مثل هستند. طول عمر خرگوش وحشی حدود 12 سال است.
نام فارسی: آگامای قفقازی
نام انگلیسی: caucasian agama
نام علمی: paralaudakia caucasia
در دنیا 419 گونه آگاما شناسایی شده است که در آفریقا آسیا و استرالیا و جنوب اروپا پراکنده شدهاند. از این خانواده در ایران 18 گونه وجود دارد. آگاماها مارمولکهایی با جثه کوچک تا متوسط هستند. این مارمولکها همگی روزگرد و گوشتخوار هستند و برخی از گونههای این خانواده گاه از گیاهان تغذیه میکنند. آگاماها دارای سر و بدنی یخ هستند که تماماً توسط پولکهای ریز و گاهی زبر پوشیده شدهاند. بینایی در آنها قوی بوده و چشم دارای پلک متحرک و مردمک گرد است. توانایی خودبری دم در این خانواده دیده نمیشود. آگاماها دارای دست و پای قوی و پیشرفته هستند و برای تنظیم دمای بدن از تغییر رنگ اندک در سطح پوست خود بهره میجویند.
آگامای قفقازی خاص مناطق کوهستانی و ارتفاعات است. معمولاً در مناطق صخرهای پوشیده از سنگریزه زندگی میکند. همچنین روی دیوارههای سنگی یا کاهگلی اطراف کشتزارها یا دیوار خانهها یافت میشود. این سوسمار تا ارتفاعات 4000 متری با پوشش گیاهی بوتهای پراکنش دارد. معمولاً روی سنگها و صخرههای برامده مینشیند و هنگام احساس خطر در زیر سنگها یا شکاف صخرهها پنهان میشود. گاه به محض احساس خطر روی دستهای خود بالا و پایین میرود. این گونه به صورت جمعی زندگی میکند.
پراکندگی در ایران: در استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، اصفهان، البرز، تهران، خراسان رضوی، خراسان شمالی، زنجان، سمنان، قزوین، قم، کردستان، کرمانشاه، گلستان، گیلان، مازندران، مرکزی، همدان و یزد.
کلید شناسایی: پولکهای سطح پشتی ناهمگن هستند به طوریکه در نرها 115 تا 118 عدد و مادهها 119 تا 174 عدد قابل شمارش است. پولکهای درشت پهلوها در ردیف طولی قرار ندارد..
تولید مثل: این مارمولک تخمگذار است.
وضعیت حفاظتی iucn : ne

نام فارسی: قورباغه جنگلی
نام انگلیسی:wood frog
نام علمی: rana pseudodalmatiana
از خانواده قورباغههای حقیقی است. قورباغه جنگلی در جنگلهای متراکم و باز یافت میشود. آلودگیها و تخریب زیستگاه و همچنین، گسترش کشاورزی (به ویژه شالیکاری) از عوامل تهدید جمعیت این گونه است.

قورباغۀ جنگلی برخلاف دیگر قورباغهها زمان کمتری را در آب سپری میکند. این گونۀ زیبا معمولاً در درون یا فاصله یک تا دو متر دورتر از آبی که از کف جنگل جاری است مشاهده میشود. البته این گونه در اواخر زمستان و اوایل بهار کمتر در کف جنگل رؤیت میشود. به عبارت دیگر مدت زمانی را که این گونه در آب سپری میکند بیشتر از مدت زمانی است که در خشکی میگذراند. این گونه در اکثر موارد در درههایی که در آن آب جریان دارد (در آب یا نزدیک آب) در برخی موارد در زیر برگها و تنة درختان افتاده در آب، مشاهده میشود. در پاییز و زمستان بیشتر وقت خود را در کف جنگل، در زیر برگها و یا تنة درختان که به زمین افتادهاند، در حال استراحت بوده یا در حال حرکت در کف جنگل قابل مشاهده است.
پراکندگی در ایران: این قورباغه اندمیک ایران است. در استانهای اردبیل، گلستان، گیلان و مازندران
کلید شناسایی: پوزه به نسبت گرد و پشت بدن دارای تعداد کمی لکههای قهوهای تیره است. اندامهای عقبی لاغر و کشیده بوده و انگشتان پاها دارای پردة کم هستند. همچنین یک لکه گیجگاهی که تا بینی ادامه دارد روی صورت این قورباغه دیده میشود. معمولاً دور از آب و عمدتاً در کف جنگل دیده میشود.
تولید مثل: این قورباغه تخمگذار است.
وضعیت حفاظتی iucn : lc

نام فارسی: لوس مار
نام انگلیسی: lizard glass
نام علمی: pseudopus apodus
از خانواده مارمولکهای بدون دست و پا میباشد که از خانوادههای بزرگ مارمولکها و بومی نیمکره شمالی هستند. در زیر پولکها دارای اوستئودرم محکمی هستند و دست و پاها در آنها کوچک شده و یا به طور کامل از بین رفته است. تاکنون 121 گونه سوسمار از این خانواده شناسایی شده است که 2 تا از آنها در ایران یافت میشود. گونههایی که در ایران یافت میشوند جزء گروهی هستند که دست و پای خود را از دست دادهاند. مارمولکهای این خانواده دارای ویژگی خوددمبری هستند.
لوسمار در علفزارهای باز با پوشش گیاهی و کنار رودخانهها و زمینهای کشاورزی و جنگلهای متراکم و کنار بوتههای کنار دیوار خانهها زندگی میکند. در ایران در ارتفاع کمتر از 1300 متر از سطح دریا زندگی میکند. این گونه در هنگام خطر به درون سوراخ جوندگان، زیر تختهسنگها و میان ریشه درختان پناه میبرد. هنگام اسیر شدن حول محور طولی خود میپیچد تا خود را از دست دشمن رها کند. در دو طرف بدن این مارمولک شکافی وجود دارد که هنگام بلعیدن غذا متسع میشود و برخلاف عقاید اشتباه عوام هیچ نقشی در بلعیدن طعمه ندارد.
پراکنش جهانی : آذربایجان، آلبانی، اردن، ارمنستان، ازبکستان، افغانستان، اوکراین، ایران، بلغارستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ترکیه، روسیه، سوریه، عراق، فلسطین، قرقیزستان، قزاقستان، کرواسی، گرجستان، لبنان، مقدونیه، مونته نگرو، هرزگوین و یونان.
پراکنش در ایران : آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، خراسان رضوی، خراسان شمالی، کرمانشاه، گلستان، گیلان، لرستان، مازندران و همدان.

کلید شناسایی : دارای شکاف طولی در دو طرف بدن و آثار به جا مانده از تحلیل رفتن پاها است.
تولید مثل : این مارمولک تخمگذار است.
وضعیت حفاظتی iucn : ne

نام فارسی: مار آبی
نام انگلیسی: grass snake
نام علمی: natrix natrix
این مار از خانواده کلوبریدهها است. این خانواده با 7 زیرخانواده و 1782 گونه بزرگترین خانواده مارها از لحاظ تعداد گونه در جهان و ایران به حساب میآید. خانواده کلوبریده دارای دو زیرخانواده و 39 گونه در ایران است و مارهای این خانواده دارای پولکهای درشت و قرینه روی سر خود و دارای بدنی بلند، کشیده و باریک هستند. تمام مارهای این خانواده به استثنای چهار گونه آلوسر، افعی پلنگی، سوسن مار و افعی سوسن همگی دارای مردمک گرد هستند.
مار آبی معمولاً در آبگیرها، دریاچهها، چشمهها نهرها و تالابهایی یافت میشود که جایی برای آفتاب گرفتن و مخفی شدن داشته باشد. این گونه در جنگلها، بوتهزارها، نیزارها، باغها، پارکها و پرچینها دیده میشود. مارهای آبی به علت سریع و محتاط بودن به سختی دیده میشوند. هنگام خطر صدای «هیس هیس» تولید میکند و زمانی که اسیر میشود مایع بدبویی از غدد مخرجی خود خارج میکند. رفتار دفاعی دیگری که در این مار دیده میشود، رفتار مرگنما است که خود را به مردن میزند.
پراکندگی در ایران: در استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، تهران، زنجان، سمنان، گلستان، گیلان، مرکزی و مازندران دیده میشود.
کلید شناسایی: دارای پولک گونهای و حداقل یکی از پولکهای لب بالا به چشم متصل است. بخشی از پولکهای پشتی تیغهدار هستند. دارای یک پولک جلو چشمی و 3 پولک پشت چشمی است. رنگ بدن سبز زیتونی تا قهوهای با لکههای کمانیشکل در گوشة سر است. بیشتر در نابالغها و جوانها 2 خط طولی سفید در تمام بدن دیده میشود.
تولید مثل: این مار تخمگذار است.
وضعیت حفاظتی iucn : lc

نام فارسی: قورباغه مردابی
نام انگلیسی: eurasian marsh frog
نام علمی: pelophylax ridibundus
از خانواده قورباغههای حقیقی که بیشترین پراکنش را در تمام قورباغهها در جهان دارند و در تمام نقاط دنیا به جز قطب جنوب حضور دارند. گونه های این خانواده دارای پوست صاف و مرطوب و پاهای بلند و قدرتمندی هستند. انگشتان در آنها دارای پرده و بدون بادکش است. قورباغهها بیشتر در نزدیکی آب بسر میبرند و عمدتاً داخل آب تخمریزی میکنند. تا کنون 362 گونه قورباغه از این خانواده شناسایی شده است که 3 گونه از آن در ایران یافت میشود.
قورباغه مردابی در جنگلهای مخلوطی، جنگلهای برگریز، جنگلهای استپی، استپها، علفزارها، مناطق بیابانی و نیمه بیابانی زندگی میکند. در نواحی خشک جمعیتهای بزرگی از این گونه را میتوان کنار کانالهای آب و رودخانهها یافت. این قورباغه معمولاً مناطق باز و گرم با پوشش گیاهی فراوان را ترجیح میدهد. قورباغه مردابی یک گونه نیمهآبزی است و زیستگاه متنوعی از قبیل آبهای دارای جریان و ساکن، گودالها و آبگیرهای کم عمق، دریاچههای بزرگ را برای زندگی برگزیده است. این گونه به ندرت در رودخانه ها با جریان تند یافت میشود. اغلب از آب خارج میشود و چند ساعت در خشکی میماند. به محض احساس خطر با یک جهش به داخل آب میجهد. در فصل بهار و تابستان به مدت طولانی در زیر آب نمیماند از این رو برای تنفس هر از چند گاهی سر خود را برای تنفس از آب خارج میکند یا از گیاهان آبزی، کنده درختها، نیها و سایر اشیا بالا میرود که روی آب شناور باشد. در پاییز کمتر بر روی سطح آب میآید و با شروع سرما به داخل گلولای زیر آب فرو میرود و تا بهار آنجا میماند. قورباغه مردابی حتی توانایی زندگی در آبهای لب شور را نیز دارد. این گونه از تنوع رنگ و نقش بالایی برخوردار است.

کلید شناسایی: بدون لکه گیجگاهی در طرف سر است. دارای چینخوردگی دانهای در ناحیه پشتی جانبی است. نوک انگشتان پهن و اغلب دارای نوار روشن در ناحیه سر مهرههاست. انگشتان تماماً پرهدار نیستند. بند انتهای انگشت چهارم پا بدون مهره است.
پراکندگی در ایران: این قورباغه در تمام ایران به جز سیستان و بلوچستان قبل مشاهده است.
تولید مثل: این قورباغه تخمگذار است.
وضعیت حفاظتی iucn : lc

نام فارسی: سمندر تاجدار جنوبی
نام انگلیسی: southern crested newt
نام علمی: triturus cristatus karelini
این سمندر از خانواده سمندرهای حقیقی است که فقط در نیمکره شمالی یعنی آسیا، اروپا، گوشه شمالی آفریقا و آمریکای شمالی پراکنش دارد. اعضای این خانواده به واسطه نداشتن شیارهای دندهای از سایر سمندرها قابل تشخیص هستند. این خانواده دارای 98 گونه در جهان و 5 گونه در ایران است.
سمندر تاجدار جنوبی بیشتر در جمعیتهای منزوی و در آبگیرها و دریاچههای کوچک و ایزولهشده پراکنش دارد و در هر آبگیر ممکن است تعداد افراد این گونه از دهها تا صدها فرد متغیر باشد از این رو، این سمندر ممکن است حتی برخلاف سایر گونههای منطقه قفقاز در زیسگاههای خشکتر نیز دیده شود. این گونه معمولاً در جنگلهای پهنبرگ و کوهستانی جنگلی، در مناطق جنگلی استپی، استپهای حقیقی در جنگلها و نیز در استخرها و تالابهای کمعمق یا عمیق پرعلف، جنگلها یا گاه بیرون از آنها یافت شود. در مقایسه با سایر گونههای این جنس، سمندر تاجدار جنوبی، آبهای با عمق بیشتر و وسیعتر را ترجیج میدهد. در فصل تولیدمثل بر روی سطح پشتی نرها بک تاج کنگرهای رشد میکند که بعد از پایان تولید مثل تحلیل میرود. تخریب جنگلها و آلودگی آبها از عمدهترین عوامل تهدید جمعیتهای این گونه به حساب میآیند.

پراکندگی در ایران: در استان های اردبیل، گیلان و مازندران دیده میشود.
کلید شناسایی: دارای 5 انگشت در پاها، دم از دو طرف فشرده و بدون لکههای گرد یا بیضی روی پشت بدن است. پوست چرم مانند و دارای دانههای کم و بیش صاف است.
تولید مثل: این سمندر تخمگذار است.
وضعیت حفاظتی iucn : lc

نام فارسی: لاسرتای سبز خزری
نام انگلیسی: caspian green lizard
نام علمی: lacerta strigata
از خانواده لاسرتاها که گاه تحت عنوان مارمولکهای حقیقی از آنها یاد میشود، بومی اروپا، آسیا و آفریقا و سوسمارهایی با چثه کوچک تا متوسط هستند. این مارمولکها دارای بدنی کشیده، سر کشیده و مثلثی و دم بلندی با ویژگی خودبری هستند که گاه تا 2 برابر مجموع اندازه سر و بدن است. پولکهای درشت روی سر و پولکهای چهارگوش در چند ردیف سطح شکم لاسرتاها از دیگر مشخصات اصلی آنهاست. پولکهای سطح پشتی بدن لاسرتاها ریز و دانهای است. نر و ماده اکثر گونههای لاسرتاها دارای دو شکل جنسی هستند و نقش و رنگ بدن نر با ماده متفاوت است. خانواده لاسرتاها دارای 308 گونه در جهان و 40 گونه در ایران است که بزرگترین خانواده مارمولکهای ایران به حساب میآیند. لاسرتاها روزگرد هستند و به استثنای گونههای جنس ophisops همگی دارای پلک متحرکاند. زبان در لاسرتاها دو شاخه است. گونههای این خانواده دارای دست و پای کشیده به همراه انگشتان بلند به ویژه در پاها هستند.
لاسرتای سبز خزری معمولاً در بوتهزارها یافت میشود و از استپهای لخت و جنگلهای متراکم دوری میکند. این گونه تپههای اطراف مناطق جنگلی با پوشش گیاهی مناسب فرار را بیشتر از مناطق مسطح ترجیح میدهد. معمولاً در لابهلای بوتهها، نیزارها و چمنزارها فعالیت میکند. در هنگام احساس خطر، سریع میدود و لای علفها مخفی میشود.
پراکندگی در ایران: در استانهای آذربایجان شرقی، اردبیل، خراسان شمالی، فارس، گلستان، گیلان و مازندران دیده میشود.
کلید شناسایی: دارای 6 تا 8 ردیف پولک متوازیالاضلاع روی سطح شکم و 17 تا 21 حفرة رانی است که به زانوها نمیرسند. کمتر از 20 پولک گیجگاهی دارد. نابالغها روی بدن 5 خط روشن از سر تا پا دارند. نرها دارای رنگ آبی زیر گردن هستند و هر دو نر و ماده دم قهوهای رنگ دارند.
تولیدمثل : این مارمولک تخمگذار است.
وضعیت حفاظتی iucn : lc

گلناز آتابای
عکسها: گلناز آتابای و محمد پاک روش
لینک کوتاه:
https://dlho.ir/n2090 کپی کردن
پسوند هیرکانی برای قورباغه جنگلی در هیچ منبع و مرجع علمی ذکر نشده است این پسوند نه در نام علمی، نه در نام انگلیسی و نه در گزارش مورخ 29 ژوئن سال 2009 IUCN چنین پسوند لحاط نشده بنابراین از نظر علمی بی اعتبار است.
پس نیاز است این نام در این متن اصلاح گردد.
با تشکر
Mozafar Sharifi, Soheila Shafiei Bafti, Theodore Papenfuss, Steven Anderson & Göran Nilson (2008). "Rana pseudodalmatina". IUCN Red List of Threatened Species. Version 2010.2. International Union for Conservation of Nature. Retrieved 5 September 2010. Database entry includes a brief justification of why this species is of Least Concern.
مورد مذکور اصلاح شد.